دانشجو با نوشتن این قسمت، به گروه آموزشی یا پژوهشی تصمیم گیرنده جهت پذیرش موضوع تحقیق کمک می کند تا تقاعد شود که موضوع انتخاب شده از اهمیت و کفایت لازم برای تحقیق برخورداراست.
مساله و پرسش کلی تحقیق باید بر اساس اطلاعات موجود در منابع علمی مطرح شود. هرچه به منابع معتبر بیشتری استناد گردد، احتمال پذیرش تحقیق افزایش خواهد یافت.
این قسمت بسیار مهم است و در همه پروپوزالهای پژوهشی وجود دارد. بیان مساله در ارزشیابی پروپوزال تاثیر دارد، زیرا بیانگر میزان آشنایی محقق با موضوع تحقیق است.



این که چه چیزی می تواند مساله باشد و نشانه های آن چیست، بسیار مهم است. برای انتخاب یا بیان مساله ای مثل ورزش نکردن یک جامعه مثل دانشجویان یک دانشگاه باید استدلال کنیم که نبود یا کمبود اطلاعات معتبر در این زمینه می تواند نتایج زیانباری داشته باشد.
ناآگاهی یا فقدان تسلط لازم نسبت به موضوع را در بیان مساله می توان فهمید.
برای این که بتوانیم اطلاعات معتبر موجود را جمع آوری کنیم باید در منابع اطلاعاتی جستجو کنیم. برای نمونه اگر آخرین تحقیق مربوط به ورزش نکردن چند سال پیش بوده و در این چند سال تغییرات عمده ای روی داده است، خلاء اطلاعات روزآمد در باره آن موضوع را با این گزارش نشان می دهیم. گاهی اوقات اطلاعات روشمند روزآمدی در باره موضوع وجود دارد، اما این اطلاعات روزآمد مربوط به جوامع آماری دیگری است. در اینجا باید ضمن اشاره به تحقیقات مزبور به تفاوتهای بنیادینی که بین جامعه مورد نظر ما و جوامع آماری مزبور وجود دارد اشاره نماییم. یکی دیگر از نشانه های خلاء دانشی در باره موضوع مورد بررسی استناد به تصمیمات و برنامه های متنوع و بعضا متضادی است که در ارتباط با موضوع مورد نظر اتخاذ می شود. تصمیمات مزبور نشانه اطلاعات ضدّ و نقیض در باره موضوع است.
برای نشان دادن این که نبود یا کمبود اطلاعات معتبر در باره موضوع، باعث بروز مساله بوده است، باید به پیامدهای منفی متعددی که حاصل اقدامات نامناسب در ارتباط با موضوع است اشاره کنیم. با این کار در حقیقت می خواهیم ثابت کنیم اگر اقدامی در ارتباط با موضوع انجام نشده است به دلیل فقدان یا ضعف اطلاعات لازم بوده است و یا اگر اقدامی در ارتباط با موضوع انجام شده است بر اطلاعات صحیح و روزآمد استوار نبوده است.
بیان پیامدهای منفی بخش مهم بیان مساله است و می تواند توجه عمیق خواننده را نسبت به مساله بودن موضوع تحقیق جلب نماید. منظور از پیامدهای منفی، مجموعه زیانهای مالی، یا آسیبهای روانی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که ناشی از فقدان یا کمبود اطلاعات روشمند در زمینه موضوع می باشد. می توان با یک تقسیم بندی ساده پیامدهای منفی را در چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سه سطح خرد (فردی)، میانه (سازمانی) و کلان (ملّی) دسته بندی کرد. گاه برخی پیامدهای منفی در طول یکدیگر قرار داشته و برخی از آنها برخی دیگر را تشدید می کنند، بیان روابط موجود در میان پدیده های منفی نیز می تواند ابعاد مساله آمیز موضوع را نشان دهد. این الگو می تواند ما را در بیان تفصیلی مساله یاری نماید. من اعتقاد دارم برای جلب توجه سریع و در عین حال عمیق خواننده نسبت به موضوع، بهتر است استدلال های خود در این زمینه را برجسته کنیم.
نکته مهم در بیان پیامدهای منفی، ربط پیامدهای منفی به شرح وظایف و اهداف سازمانی است که می خواهیم تحقیق را برایش انجام دهیم. چه بسا پیامدهای منفی مربوط به یک مساله که وظیفه خنثی سازی آن مربوط به سازمانهای دیگر باشد. در حقیقت محقق باید به صورت مستند ربط مساله را با سازمانی که می خواهد تحقیق برای آن انجام شود نشان دهد.
نوشتن پیامدهای منفی مربوط به مساله به قدرت تجزیه و تحلیل شما بستگی دارد. بااینحال می توان با افرادی که در این زمینه تحقیق کرده اند و نیز با کسانی که در ارتباط با موضوع تحقیق مورد نظر شما شغلی دارند مصاحبه کرد.
در توصیف مساله می توان به ابعاد مختلفی از مساله از جمله مقدار (کمّیّت) مساله، چگونگی (کیفیّت) مساله و زمان و مکان مساله اشاره نمود. این سوالات اگر به تفکیک متغیرهای زمینه ای دیگر ارائه شود می تواند بیانگر وسعت دامنه تحقیق نیز باشد.

در تبیین مساله باید بین تحقیقات آکادمیک و تحقیقات کاربردی تمایز قائل شد. در تحقیق آکادمیک ممکن است هدف نظریه آزمایی باشد لذا سوالاتی مطرح می شود که به نظریه مورد نظر نزدیک باشد. اما در تحقیقات کاربردی هدف نظریه آزمایی نیست. لذا سوالات یا فرضیات مورد نظر باید حتّی الامکان به کاربرد نزدیک باشد. در طراحی سوالات تبیینی باید به متغیرهایی که برای سفارش دهنده پژوهش امکان دستکاری در آنها یا برنامه ریزی بر اساس آنها میسر باشد بپردازیم.

10- در پژوهش برنامه ای چه سوالاتی اهمیت دارد؟ در پژوهش برنامه ای نباید سوالات را به آنچه که باید انجام داد منحصر ساخت. محقق در پژوهش برنامه ای علاوه بر آنکه ماهیت اقداماتی که برای حل مساله لازم است انجام شود مشخص نماید، باید سوالات مهم دیگری را نیز پاسخ بدهد که مهمترین آنها عبارتند از : جامعه هدفی که قرار است تغییر بر روی آنها انجام شود چه ویژگیهایی دارد؟ کارگزاران تغییر یا کسانی که قرار است مجری برنامه باشند چه ویژگیهایی دارند و نیز باید داشته باشند؟ زمانها و مکانهای مناسب برای اجرای برنامه کدامند؟ هزینه مورد نیاز برای اجرای برنامه چه مقدار است و از کجا باید تامین شود؟

11- در پژوهش ارزشیابی چه سوالاتی اهمیت دارد؟ در اینگونه تحقیقات مهمترین سوال تعیین اهدافی است که برنامه برای تحقق آنها اجرا شده است. بخشی از سوالات تحقیق در پژوهش ارزشیابی مربوط به میزان مطلق تحقق هر یک از اهداف برنامه است (سنجش اثربخشی(Effectiveness) ). بخش دیگر مربوط به نسبت تحقق هر یک از اهداف بر هزینه ها و اعتبارات تخصیص یافته است (سنجش کارآیی(Efficiency)). بخش سوم مربوط به مدت زمانی است که برای تحقق هر یک از اهداف تخصیص یافته است (سنجش بهره وری (Productivity)). محقق در تحقیقات ارزشیابی بهتر است به سوالاتی که در باره موانع تحقق اهداف برنامه است نیز بپردازد.

12- آیا سوالات تحقیق را نیز باید در بیان مساله بنویسیم؟ من عقیده دارم مناسبترین محل برای ذکر سوالات تحقیق در بیان مساله است. اما از آنجا که در بسیاری از پروپوزالها بخش مربوط به سوالات بعد از پیشینه قرار دارد توصیه می کنم لااقل یکی دو مورد از سوالات مهم تحقیق را در بیان مساله بیاورید. بهتر است سوالات این قسمت نیز برجسته نمایی شود تا توجه خواننده را جلب نماید.

13- آیا لازم است بیان مساله مستند باشد؟ در بیان مساله تمامی گزاره های خبری که حاکی از کمّ و کیف یک واقعه هستند باید مستند به منابع معتبر باشند. مثلا اگر می خواهیم آمار مربوط به میزان هزینه های صرف شده برای جلب مشارکت شهروندان در خانه های فرهنگ محلّه شهرداری ها را نقل کنیم باید آن را مستند به منبع معتبر بنماییم. امّا در مورد گزاره های استدلالی دو حالت وجود دارد. اگر آنها را از کتاب خاصی نقل می کنیم اشاره به منبع ضرورت دارد امّا چنانچه ساخته و پرداخته ذهن خودمان است کافی است که کیفیت استدلال قوی و نحوه بیان آن روشن باشد.

14- آیا لازم است در بیان مساله مفاهیم و اصطلاحات تحقیق را تعریف کنیم؟ به نظر من اگر احساس می کنید برخی از اصطلاحات ممکن است موجب سردرگمی خواننده بشود بهتر است به اختصار و در پاورقی به ذکر تعریف مختصر (با ذکر منبع) آنها پرداخته شود. توصیه می کنم در تحقیقات کاربردی حتی الامکان از استفاده از اصطلاحات تخصصی خودداری نمایید و در صورت استفاده حتما آنها را پاورقی به صورت مختصر تعریف نمایید. این کار را حتّی اگر بخشی با عنوان تعاریف اصطلاحات و متغیّرها در پروپوزال وجود داشته باشد انجام دهید.

15- بیان مساله بهتر است چند صفحه باشد؟ قاعده خاصی برای تعداد صفحات بیان مساله وجود ندارد. نظر شخصی من این است که مطالب مربوط به بیان مساله بهتر است حداقل یک و حداکثر دو صفحه باشد. محقق باید در نوشتن بیان مساله هنر ایجاز و اختصار در نوشتن را نشان دهد. بیان مساله های طولانی غالبا خواننده را وادار می سازد که بطور گزینشی اقدام به خواندن مطلب بنماید.

پ.ن: یک کتاب بسیار جالب در باره مساله اجتماعی همراه با کاربرد نظریات جامعه شناختی در تحلیل مسائل اجتماعی، کتابی است با عنوان بررسی مسائل اجتماعی ایران تالیف آقای غلامرضا صدیق اورعی. به دانشجویان علوم اجتماعی توصیه می کنم این کتاب رو حتما بخوانند.


توصیه می شود تا قبل از نوشتن این قسمت ، اقدام به تجزیه و تحلیۀ مساله کرد. با این کار نسبت به متغیرهای تاثیر گذار بر آن به خوبی آشنا شده و از آنها به هنگام نوشتن می توان استفاده نمود.
برای بیان مساله تحقیق باید به نکات زیر توجه نمود و سعی کرد تا به شیوه ای مناسب موارد زیر در متن آورده شود:

اطلاعات زمینه ای در مورد موضوع مورد مطالعه

توصیف دقیق مسأله

نحوه بروز یا وقوع

وسعت و شدت مساله و عوارض ناشی از آن در جامعه

عوامل دخیل در بروز مسأله

نحوه برخورد فعلی با مساله

آنچه درمورد راه حل مساله می اندیشید

فواید پژوهش و نتایجی که از حل مشکل انتظار می رود

منبع وبسایت دکتر حمید قاسمی




:: برچسب‌ها: پایان نامه, پروپوزال نویسی
ن : بهنام پارسا
ت : پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.